محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
30
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( ايها الناس ، الن قد لبثت لكم المواعظ التى وعظ الانبياء بها اممهم . . . ) حضرت عليه السّلام با پندهاى الهى و نصيحتهاى پيامبران ، به شيوهاى عالمانه و حكيمانه با مردم و اصحابش سخن گفته است ، و به حق آنان را زياد نصيحت كرده است و اين نه بهخاطر منافع و مصالح شخصى و يا علاقه به سخن گفتن و يا اظهار توانايىهاى خويش و يا اينكه نصيحت و موعظه كردن ، تنها تكليف وى بوده است ، بلكه بدين سبب بوده است كه او خود را نزد خداى خويش و وجدان بيدار خود ، نسبت به مردم ، مسئول مىدانسته است . با اين حال ، مردم ، با اينكه ايمان به علم ، تقوا و فضائل او داشتند ولى گوشهاى خود را بسته و آن پندهاى گرانسنگ را نشنيده گرفته و بدانها عمل نكردند ، اگرچه جاى شگفتى و تعجب نيست ، زيرا حضرت نوح عليه السّلام نيز قومش را نصيحت كرد و مردمان به او گفتند : « اى نوح ! اگر ( از حرفهايت ) دست برندارى ، سنگباران خواهى شد » « 1 » و نيز حضرت ابراهيم عليه السّلام قومش را موعظه كرد ، گفتند : « او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد ، اگر كارى از شما ساخته است » « 2 » و قوم بنى اسرائيل نيز تلاش كردند كه مسيح عليه السّلام را به صليب بكشانند ، و گفتارشان كه : « ما مسيح عيسى بن مريم ، پيامبر خدا را كشتيم » در حالىكه نه او را كشتند و نه بر دار آويختند ، لكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانى كه در مورد ( قتل ) او اختلاف كردند ، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مىكنند ، و قطعا او را نكشتند ، بلكه خدا او را به
--> ( 1 ) . قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ شعراء / 26 : 116 . ( 2 ) . قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ انبياء / 21 : 68 .